سلطان محمد مطربي سمرقندي

68

تذكرة الشعراء ( فارسي )

* * * و مطربى جواب داد : چشم عاشق چراغ را ماند * تا نميرد نمىرود خوابش « 1 » در آن حال ، يكى از درباريان ، گفته كه اين بيت از ديگرى است و مطربى اين بيت را گفته : چشم عاشق مثال دريايى است * كه نيابند خلق پايانش « 2 » و چون جهانگير گفتهء مطربى را تأييد كرده است ، مطربى بيتى ديگر گفته است : هركه عاشق بود به معشوقى * راست گويم نمىبرد خوابش « 3 » و چون اين ابيات باعث خوشحالى جهانگير شده ، بيتى ديگر گفته است : هركجا دل‌شكسته‌اى باشد * پادشاها به لطف دريابش « 4 » * * * مطربى غير از اين ابيات ، رباعياتى نيز ، در مدح جهانگير شاه گفته است كه عبارتند از : امشب كه خرد دود ز خواب آمده است * آفاق ز ماه نورياب آمده است در پرتو نور ماه شاه گرديد عيان * يا مهر به سير ماهتاب آمده است « 5 » * * * شاهى كه رخش به مهر و مه تابى داد * ابر كرمش به كشت دل آبى داد چون ديد كه صوفيم به پيرانه‌سرى * سرخ‌آب نداد ، بلكه سرخابى داد « 6 » * * *

--> ( 1 ) . مأخذ پيشين . ( 2 و 3 و 4 ) . همانجا ، ص 44 . ( 5 ) . همان مأخذ ، ص 42 . ( 6 ) . همانجا ، ص 35 . اين بيت را مطربى وقتى سروده است كه جهانگير شاه ، از شكار بازگشته بود و پرنده‌اى به نام « سرخابى » شكار كرده بود و آن را به مطربى بخشيد .